آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۴

      Rack Up

      American: ˈrækˈəp British: rækʌp

      معنی rack up

      phrasal verb

      به دست آوردن، کسب کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rack up

      1. verb achieve, gain
        Synonyms:
        do get done gain obtain earn reach attain acquire accomplish produce carry out realize score actualize wind up

      سوال‌های رایج rack up

      معنی rack up به فارسی چی می‌شه؟

      عبارت «rack up» در زبان فارسی به معنای «جمع‌آوری کردن»، «به دست آوردن به مقدار زیاد» یا «انباشتن» ترجمه می‌شود.

      این اصطلاح در زبان انگلیسی غیررسمی و محاوره‌ای بسیار پرکاربرد است و معمولاً زمانی استفاده می‌شود که فرد یا سازمانی موفق به جمع‌آوری امتیاز، پول، تجربه، دستاورد یا هر چیز قابل اندازه‌گیری در طول زمان شده باشد. در این ترکیب، «rack» به معنای طبقه یا قفسه‌ای است که چیزی روی آن انباشته می‌شود و «up» بر افزایش یا جمع‌شدن تأکید دارد.

      در زندگی روزمره، «rack up» می‌تواند به دستاوردهای فردی یا جمع‌آوری تجربه اشاره داشته باشد. برای مثال، جمله‌ی She racked up years of experience working in different hospitals به این معناست که «او سال‌ها تجربه را از طریق کار در بیمارستان‌های مختلف به دست آورد». در این کاربرد، تاکید بر افزایش تدریجی و مستمر است و نشان‌دهنده‌ی پشتکار و فعالیت مستمر فرد است.

      در زمینه‌ی مالی و اقتصادی، «rack up» معمولاً برای جمع‌آوری سود، بدهی یا هزینه‌ها به کار می‌رود. مثلاً جمله‌ی The company racked up huge profits last year یعنی «شرکت سال گذشته سود زیادی به دست آورد»، و یا He racked up massive debts on his credit cards یعنی «او بدهی‌های زیادی روی کارت‌های اعتباری خود انباشته کرد». این کاربردها نشان می‌دهند که مفهوم «rack up» می‌تواند مثبت یا منفی باشد، بسته به موضوع مورد نظر.

      در حوزه‌ی ورزش و بازی‌ها، «rack up» برای جمع‌آوری امتیاز یا رکورد به کار می‌رود. بازیکنی که در طول مسابقات امتیازهای زیادی کسب می‌کند، گفته می‌شود که «rack up points» کرده است. این عبارت به توانایی و عملکرد مداوم فرد اشاره دارد و بیانگر افزایش تدریجی دستاوردها در طول زمان است.

      «rack up» مفهومی پویا و چندوجهی دارد که هم در زندگی روزمره، هم در اقتصاد و هم در ورزش به کار می‌رود. این عبارت یادآور روند انباشته شدن، افزایش مستمر و به دست آوردن تدریجی دستاوردها است و معمولاً با تلاش، پشتکار یا فرصت‌های متوالی مرتبط است. بسته به زمینه، می‌تواند مثبت (سود، تجربه، امتیاز) یا منفی (بدهی، خسارت) باشد، اما همواره نشان‌دهنده‌ی تجمع و افزایش چیزی در طول زمان است.

      ارجاع به لغت rack up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rack up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rack up

      لغات نزدیک rack up

      • - rack railway
      • - rack rent
      • - rack up
      • - rack-renter
      • - racked with pain
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      chabazite deco designing di- durometer elisabeth held in high repute challenge garbage grab latent laugh at terminate settlor make a small fortune آموختن ایست بردباری افناء بشر خودرو رستگارگر زبانه‌ی مته زودباور زودرس شاخه پیله بامداد اتحاد بسکتبال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.